
سالها قبل وقتي براي كسي گرفتاري ايجاد ميشد، عده بسياري بودند كه براي حل آن داوطلب شوند و گره از كار گرفتار بگشايند، اما با گذشت زمان و ماشيني شدن زندگيها كم كم يادمان رفت كه كمك كردن انسانها در روزگاري نه چندان دور، بخش مهمي از امور روزمره افراد بوده است. حالا شرايط را طوري ساختهايم كه از صبح تا شب دنبال كارهاي خودمان هستيم. فقط و فقط خودمان. گويي انگار نه انگار كه ديگران هم در اين دنيا حق حيات دارند.
اما با اين وجود هنوز هم پيدا ميشوند افرادي كه چشمهايشان را تنگ نكرده و ديگران را هم در افق ديد خود قرار ميدهند. چنين افراد خيري ميتوانند در همه جا و ميان همه اقشار باشند.
از كارگر و دانشجو تا مجري و هنرمند و ورزشكار، انسانهايي كه با كارهاي خوب ثابت ميكنند كه هنوز هم در قرن دود و آهن ميتوان به انسانيت هم فرصت تنفس داد.
آرزوي جوان روستايي
ماه مبارك رمضان در پيش بود و «احسان عليخاني» در تدارك برنامهاي ويژه براي ساعات افطار. مجري جوان تلويزيون كه در اجراي برنامههاي مناسبتي تبحر خاصي دارد، به صورت اتفاقي نشريهاي محلي را ميبيند كه در آن با يك جوان بيمار شمالي مصاحبه شده است. جوان ساده و صادقي كه قد او به خاطر عملكرد نامناسب غدد داخلي و تشخيص نادرست پزشكان بسيار بيشتر از حد متعارف رشد كرده و به 50/2 متر رسيده است. حال آنكه وي به لحاظ مالي هم در شرايطي نيست كه از پس هزينههاي سنگين عمل جراحي برآيد.
مرتضي مهزاد در گفتوگوي خود با نشريه محلي از آرزوهايش ياد كرد و داشتن يك دستگاه كامپيوتر و ملاقات با علي كريمي را در زمره آرمانهايش برشمرد. همين مسأله جرقهاي در ذهن عليخاني زد تا مه زاد را مقابل دوربين بياورد و ترتيب ملاقات وي با جادوگر استيل آذين را هم بدهد.
ملاقات با جادوگر
شنبه 7 شهريور، استوديو 11 شبكه سوم، مرتضي همراه با مادر خود جلوي دوربين قرار گرفته و صادقانه حرف ميزد. از آرزويي كه مدتهاست روزها را به ياد آن شب ميكند؛ ملاقات با علي كريمي.
«يعني او را ميبينم؟»
اين رويايي است كه جوان صادق شمالي همواره در شوق تحقق آن است و زماني كه قصد خروج از تلويزيون را هم داشت و به آن ميانديشيد، اما هرگز فكر نميكرد به همين زودي آرزويش رنگ واقعيت به خود بگيرد. مرتضي در پايان برنامه از سوي عليخاني دعوت به صرف شام شد و همراه با هم راهي رستوراني در خيابان سئول شدند. جايي كه علي كريمي انتظار ورودشان را ميكشد!
... و چقدر زيبا بود لحظهاي كه مرتضي سرشار از شوق تحقق آرزويش بود و كريمي خوشحالتر از وي كه توانسته دل يك هموطن را شاد كند.
ظاهرا مقدمات اين ملاقات جمعه شب توسط احسان عليخاني فراهم شده بود تا جوان شمالي مردي را مقابل خودش ببيند كه سالها پاي تلويزيون در آرزوي ديدن او بود.
معرفت بسكتباليها
كريمي در جريان اين ملاقات به مه زاد قول كمك داد و قرار شد از طريق دوستان خود ترتيبي بدهد تا مرتضي مه زاد توسط بهترين پزشكان متخصص مورد معاينه قرار بگيرد. از سوي ديگر يكي از دوستان هنري عليخاني هم 2 ميليون تومان به وي كمك كرد تا گوشهاي از هزينه گزاف معالجه اين جوان فراهم شود.
همچنين برخي از مديران فعال در عرصه بسكتبال هم قول دادهاند كه براي حل مشكلات مه زاد وارد گود ميشوند.
... كريمي شنبه شب وعدههايش را عملي كرد و اميدواريم ساير اهالي ورزش هم به جاي شعار دادن، «عملگرا» باشند تا مرتضي مه زاد به عاملي براي اثبات دوباره انسانيت در ورزش بدل شود نه سوژهاي جهت تبليغات بعضيها.

تـقاطع محلی است برای تبادل آزاد آراء و نظرات مختلف در خصوص مسایل روز